بیماری زنگ قهوه
بیماری زنگ قهوه قارچهای انگلی اجباریِ Hemileia vastatrix موجب افت اقتصادی قابل توجه برای تولیدکنندگان قهوه به خصوص
در مورد گونهی عربیکا شده و در حال حاضر در تمام مناطق پرورش قهوه در دنیا یافت میشوند. اولین بار در سال ۱۸۶۱ نزدیک
دریاچه ویکتوریا مشاهده شد و اکنون در سرتاسر کشورهای پرورش دهنده قهوه پخش شده و منجر به ضربه اقتصادیِ چشمگیری
در سال ۱۸۶۸ در سریلانکا شد. در هند زنگبرگ قهوه در رقمهای حساس گونهی عربیکا برای حدودا ۷۰% از کاهش محصول به
حساب میآید. شیوع زنگبرگ قهوه در امریکای مرکزی در سال های ۲۰۱۲-۲۰۱۳ منجر شد تا بیش از ۶۰% گیاهان در مکزیک
۸۰% ریزش برگ نشان دهند. ویرانی محصول در نیکاراگوئه، السالوادور، گواتمالا، جمهوری دومینیکن و هندوراس نیز گزارش شد
که به بیش از ۱.۰۸ میلیون هکتار ضرب زد. بر اساس سازمان بین المللی قهوه (International Coffee Organization)، انتظار میرفت
که شیوع زنگ برگ قهوه در سالهای ۲۰۱۲-۲۰۱۳ در امریکای مرکزی منجر به از دست رفتن ۵۰۰ میلیون دلار محصول
شود و به قیمت ۳۷۴۰۰۰ شغل تمام شود.
علایم بیماری زنگ قهوه
اولین علائم قابل مشاهده به صورت نقطههای کوچک و زردِ کمرنگ بر روی سطح رویی برگها میباشد. این نقطهها به تدریج
در قطر بزرگ میشوند و تودههایی از کهیرهاگهای نارنجی بر سطح زیرین برگها دیده میشود. در نهایت مرکز نقطهها قهوهای
و خشک شده در حالی که لبههای برگ به تولید و گستردن کهیرهاگ ها ادامه میدهد. نهایتا آنها نواحی عمدهای از شاخه را
میپوشانند. زنگبرگ موجب کاهش فعالیت فیزیولوژیکی شده که منجر به افتادن برگها میشود. آلودگی شدید میتواند موجب
خشک شدن کامل شاخه شود. با وجود بروز باران به عنوان روش مهمِ انتشار موضعی، کهیرهاگها میتوانند از هر دو طریق باران
و باد پخش شوند. انتشار در محدودهی وسیع عمدتا توسط باد است. مدیریت پرورشیِ خوب کلید کنترل این بیماری است، اگرچه
عوامل بسیاری مانند جورههای در حال رشد، ویژگیهای خاک، میزان و توزیع بارش باران و غیره روشهای پرورش را تعیین میکنند.
کنترل شیمیایی با استفاده ئاز محصولات بر پایه مس در صورتی که در بازههای زمانی مرتب به عنوان اقدام پیشگیرانه به کار گرفته شوند،
موثر هستند. عیب قارچکشهای بر پایهی مس علاوه بر هزینه این است که در خاک انباشته شده و میتوانند به سطحی برسند
که برای گیاه و دیگر ارگانیسمها سمی باشند.
مدیریت بیماری
با در نظرگیریِ اقتصاد و به حداقل رساندن ورودی شیمیایی برای مدیریت بیماری، زیستپذیرترین و موثرترین گزینه، گسترش
و کشت جورههای سازگارِ قهوه است. بنابراین پرورش جورههای مقاوم به زنگ برگ قهوه تبدیل به یکی از بالاترین اولویتها در بسیاری
از کشورها شده است. Prakash و دیگران به طور موفقیتآمیزی گزینش به کمک نشانگر (Marker-Assisted Selection) را به کار
بردند تا مقاومتِ ماندگارِ زنگ برگ به دست آید. با استفاده از
SCAR (Sequence-Characterized Amplified Region) نشانگرها به دقت به ژن مقاوم در برابر زنگِ SH3 متصل شدند، آنها قادر
به تشخیص وجود یا عدم وجود ژن SH3 با استفاده از گونهی عربیکا، رقم S.795 (که رقمی گرفته شده از S.26 که خود پیوندی
خودانگیخته میان گونههای عربیکا و لیبرکا است) بودند. نشانگر Sat244 در تشخیص وضعیت همسان و ناخالص از ژن SH3 موثرتر بود.
این پژوهش اولین گزارش از استفاده موفقیتآمیز از گزینش به کمک نشانگر به منظور پرورش برای مقاوت زنگبرگ قهوه بود.
در مورد بیماری قهوه
بیماری میوهی قهوه یا CBD که ناشی از قارچِ Colletotrichum kahawae است، اولین بار در سال ۱۹۲۲ در کنیا، حوالی کوهستان
Elgon در غرب دره Rift شناسایی شد. به سرعت از کنیا منتشر شد، ابتدا به محله Kivu در کنگو و سپس به اوگاندا، بروندی،
رواندا، تانزانیا و آنگولا رسید. این بیماری در حال حاضر به کشورهای پرورش دهنده قهوه در افریقای جنوبی، مرکزی و غربی محدود
شده است. این بیماری محصول را در هر مرحلهای که باشد، از گُلها تا میوههای رسیده و گاهی برگها را آلوده میکند.